کیفیت فضاهای شهری

شهرها و نواحی شهری به طور نزدیکی با اهداف پایداری در ارتباط می­باشند. بیش از نیمی از جمعیت جهان هم اکنون در نواحی شهری شده زندگی می­کنند. سازماندهی و طراحی نواحی شهری یک نقش فزاینده در تأثیرگذاری بر پایداری سیاره به عنوان یک کل دارد (Larco, 2015:1). يكـي از مباحـث مهـم در ساماندهی شهری، توجه به فضاهاي عمومي است؛ فضاهايي كه نقش عمده­اي را در تعامل­بخشي، اجتماع­پذيري، ايجـاد شادابي و سرزندگي در يك محله مي­توانند بازي كنند. تقويـت فضاهای عمومی، مي­توانـد احسـاس خودبـاوري و توانمنـدي، حـس تعلق، هويـت و … سـاكنانش را زنـده كنـد. فضاي عمومي از دوران گذشته تـاكنون همـواره از اهميت زيادي برخوردار بوده است، اما امـروزه بـه دليـل تحولات و دگرگوني اساسي در رونـد تغييـرات جهـاني، فضاي عمومي كارايي خود را از دست داده است و همين عامل، منتقدان و متفكران بسياري را واداشته كه نسبت به فضاي عمومي و خصوصي در شهرها بـازنگري مفصـلي داشته باشند.

از آغاز دهه 1960 بسیاری از صاحبنظران حوزه معماری و شهرسازی نظیر جین جیکوبز، فرانسیس تیبالدز، تریدیب بنرجی و غیره از افت عرصه­های عمومی و حتی مرگ فضاهای جمعی سخن گفته اند و علت آن را افت دائم کیفیت در فضاهای شهری برشمرده اند. در شهر مدرن از بین رفتن عرصه های عمومی شهری موجب اجتماع گریزی و بی میلی افراد به معاشرت و همیاری­های اجتماعی، کاهش تنوع و اختلاط اجتماعی، ناهنجاری های رفتاری، عدم رضایت و بی تفاوتی نسبت به عرصه های عمومی شهر، آلودگی محیط زیست، افت سلامت جسم و روح، شکل گیری فضایی از هم گسیخته و بی مکانی شد (ذکاوت و سادات دهقان،1395: 216). اخیراً کیفیت به‌طور فزاینده­ای به‌صورت یک عنوان پژوهشی مهم در رشته‌های گوناگون مرتبط با توسعه­ی شهر مطرح می­شود. یکی از دلایل این روند اجرای وسیع اصل توسعه‌ی پایدار به‌عنوان پایه­ی مدنیت شهری، با بهبود کیفیت زندگی می­باشد. این بر علاقه‌ی افزایش‌یافته‌ی محققان و نهادهای محلی در ارتقای کیفیت فضاهای، با تحت تأثیر قرار دادن کیفیت زندگی ساکنان تأثیر می­گذارد.(Wojnarowska, 2016:82) زیستگاه انسانی هنگامی می­تواند بیشترین مطلوبیت را برای انسان حاصل کند که انتظارات وی را برآورده سازد. این انتظارات در قالب ابعاد مختلف زیست محیطی، اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و … معنا پیدا می کند. چنانچه هر یک از این عوامل در محیط زندگی یک فرد فاقد کیفیات مطلوب باشد، بر ادراک و احساس وی از فضا و در نتیجه بر سطح رضایت مندی او از محیط زندگی تأثیرگذار خواهد بود (کاکاوند و دیگران،1392 :102). امروزه بهبود و ارتقای کیفیت محیط به یکی از اهداف اصلی سیاست­گذاران و برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. (همان،103).

در ارتباط با اهمیت و نقش فضاهای عمومی، برخی اعتقاد دارند که قبل از مدرنیسم، فضاهای عمومی واجد سکونت شهری، همچون میدان های شهری و بازارها، مکان هایی برای ارتباطات اجتماعی بودند. به علاوه، فضاهای باز به مردم کمک می کنند تا احساس اعتماد و اطمینان را داشته باشند و به ارتقای احساس اتحاد و تعلق بپردازند. در واقع این فضاها ماورای یک مکان تفریحی هستند. فضاهای عمومی در ایجاد و تحکیم غرور شهری، افزایش شمار توریست ها، سرمایه گذاری اقتصادی و کمک به سلامتی و کیفیت زندگی، به شهر فایده رسانی می کنند (Bigdeli Rad & Bin Ngah,2014:336). فضـاي شـهري در مفهـومي عـام، ارتبـاط متقابل ميان روابط و رفتارهاست؛ يعني ضمن آنكه محـل همجواري هويتهاي فردي است، در يك زنـدگي شـهري خود به مثابه مهمتـرين عامـل احـراز هويـت بـوده و بـر رفتارها و روابط انساني تأثير مي گذارد. عـلاوه بـر ايـن، فضاي شهري به عنوان يك فضاي عمومي محل ظهـور و حيات بخشي انديشه ها و خواست­هاي فـردي و اجتمـاعي انسانهاست؛ يعني مهمترين مركز ادراكات اشتراكي آدمي است و شايد به همين دليل در توسعه­ي انسـاني جوامـع نقش بسيار پر اهميتي را داراست